۷۶۴. مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند

شماره 764

مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند

مکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند

 

همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند

که همه شیوه می را دل خمار بداند

 

کف او خار نشاند کف او گل شکفاند

همه گل‌های نهانی ز دل خار بداند

 

تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانی

تو برو چاکر او شو که به یک بار بداند

 

چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهی

تن صوفی به گواهی دل اقرار بداند


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *