۶۷۸. عجب آن دلبر زیبا کجا شد

شماره 678

 

عجب آن دلبر زیبا کجا شد

عجب آن سرو خوش بالا کجا شد

 

میان ما چو شمعی نور می‌داد

کجا شد ای عجب بی‌ما کجا شد

 

دلم چون برگ می‌لرزد همه روز

که دلبر نیم شب تنها کجا شد

 

برو بر ره بپرس از رهگذریان

که آن همراه جان افزا کجا شد

 

برو در باغ پرس از باغبانان

که آن شاخ گل رعنا کجا شد

 

برو بر بام پرس از پاسبانان

که آن سلطان بی‌همتا کجا شد

 

چو دیوانه همی‌گردم به صحرا

که آن آهو در این صحرا کجا شد

 

دو چشم من چو جیحون شد ز گریه

که آن گوهر در این دریا کجا شد

 

ز ماه و زهره می‌پرسم همه شب

که آن مه رو بر این بالا کجا شد

 

چو آن ماست چون با دیگرانست

چو این جا نیست او آن جا کجا شد

 

دل و جانش چو با الله پیوست

اگر زین آب و گل شد لاکجا شد

 

بگو روشن که شمس الدین تبریز

چو گفت الشمس لا یخفی کجا شد


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *